تبليغاتX
از هشت پا نترسید

از هشت پا نترسید

از هشت پا نترسید

داوود نژاد درگفت وگو با راه فیروزه :تیغ زن به احتمال زیاد در نوروز اکران می شود

فیلم "تیغ زن" ساخته " علیرضا داوود نژاد" برای اکران نوروزی آماده است.

داوود نژاد در گفت و گو با خبرنگار راه فیروزه افزود: فیلم تیغ زن آماده اکران است و به احتمال زیاد در نوروز اکران می شود.این فیلم با مضمونی اجتماعی ، داستان‌ پسر و دختري عاشق است كه در جواني يكديگر را گم مي‌كنند و در ميانسالي دوباره به هم مي‌رسند، اينك مرد دلباخته ماشين و زن شيفته ملك و طلا‌ است.
"رضا عطاران"،" لا‌دن مستوفي"،" علي صادقي"،" رضا داودنژاد " در این فیلم نقش آفرینی کردند.
دستيار اول كارگردان: " رضا سخايي"،مدیر تولید:"شاهین جعفری"، مجری طرح:" رضا داوود نژاد" دیگر عوامل این فیلم هستند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 15:57  توسط هشت پا   | 

تمجید کیهان از فیلم نیاز داوود نژاد!!

به بهانه نمايش فيلم سينمايي «نياز» نوشته قاضي نظام و كارگرداني عليرضا داوودنژاد
از سيماي جمهوري اسلامي ايران «نياز»ي كه سينماي ما به آن سخت نيازمند است

سيدجمال حيدري
«ايثار» و «گذشت» از جمله ارزش هاي همواره پسنديده بشريت است كه مورد اول هرچند مترادف ديگري به كار مي رود اما اين ارزش والاي انساني علاوه بر تأثيرات زودهنگام و گذرا، بر بدنه اجتماع تاثيرات شگرف و ماندگاري نيز برجاي مي گذارد و خود منشا، بسياري از خصلتهاي سنجيده و مطلوب بشر مي تواند باشد.
متأسفانه چنين مضاميني با آنكه قامتي به غايت موزون و پسنديده براي قالبهاي ادبي و هنري اند اما متروك و مورد بي مهري هنرمندان و اديبان قرار گرفته اند و اين جماعت به خصوص از نوع ايراني اش كم به سراغ اين سوژه ها رفته اند و اگر هم رفته اند؛ در ادامه حيات ادبي و هنريشان راه كج كرده به بيراهه منتهي شده اند. شايد «نياز» كه فرصت يافت تا از رسانه قدرتمندي چون سيما پخش شود، بهترين مثال اين مهجوريت و غربت است. غربت مضاميني چون ايثار كه با تمام سادگي و دوري از پيچيدگي هاي آنچناني و روشنفكرمآبانه اش؛ فيلمي است كه مخاطب را ميزبان سفره اي ساده اما سرشار از احساس انسان دوستي و ايثارگري مي كند.
فيلم علي رغم ضعف هاي تكنيكي اش كه از فيلم برداري ساده و بيشتر دوربين روي دست و نماهاي بسته و ثابت و گاه زاويه ديدهاي كاذب گرفته شده يا حتي برخي سكانسهاي فيلم به قدري ابتدايي و دم دستي است كه مخاطب به ياد فيلم هاي كوتاه مستند يا داستاني هاي قديمي (صامت) مي افتد اما همه اينها كوچكترين خدشه اي به اصل و اساس اثر وارد نياورده است؛ بازي هاي خوب و زيرپوستي بازيگران نابازيگر يا آماتور، ديالگوهاي پرمغز و دلنشين كه حذف هر كدام به فيلم لطمه مي زند و از همه مهمتر و امتيازمندتر انتخاب درست كارگردان در گزينش فيلمنامه اي كه در عين سادگي روايتي تازه از مضموني كهنه را پيش روي مخاطبش بازگو مي كند.
آنچه قابل تأمل و شايان توجه مي نمايد در اين اثري كه سالها از ساختش گذشته، پاسخ به اين پرسش است كه چگونه است كه كارگرداناني چنين با سابقه مثبت و قابل دفاع به يكباره در ورطه فيلم سازي پوچ و حتي گرته برداري از فيلم هاي هاليودي مي افتد بعد از ساخت اين اثر، فيلم ساز ما گام به گام از چنين مضاميني دور شده تا آنجا كه فيلم فارسي و ايراني شده براساس فرشتگان چارلي سينماي آمريكا كپي مي كند آن هم كپي به غايت ضعيف و ناشيانه، به همين يك مورد اشاره مي كنيم و پرسش بعدي را پيش مي كشيم كه چرا سرنوشت سينماي بعد از انقلاب اسلامي كه با همه وسواس ها سعي داشت در جهت انتشار ارزشهاي انقلاب و مكمل آن دفاع مقدس گام بردارد به يكباره سرانجامش چنين آزرده و رنج آور شده است كه كمتر خانواده اي جرأت مي كنند دست خانواده خود را گرفته به ضيافت فيلم هاي سينما بروند. انصافا در چند سال اخير به قدري آشي كه هنرمندان سينماي كشور براي اين ملت پخته اند؛ شور بوده كه داد برخي از خود آنها را درآورده است.
رسيدن سينماي مطلوب و ارزشمند انقلاب از آن همه سنگلاخهاي فرهنگي به اين نقطه مسلما مديون عوامل و مسايل بسياري است كه بدون شك ردپاي مسئولين فرهنگي در حمايت نكردن از آثار ارزشمند، پررنگ و پرواضح ديده مي شود چرا كه عدم حمايت ها نتيجه اش اين شده كه تهيه كننده و فيلمساز ما به دنبال گيشه دست به هر كاري زده حتي كپي و امروزي كردن برخي فيلم فارسي هاي قبل از انقلاب مانند سلطان قلبها كه به يكباره با جلوه اي امروزي و با نام گل يخ بر سر در سينماها جلوه كرد و بسياري ديگر از نمونه هايي كه ذكرشان از حوصله اين مجال خارج است اما به واقع نمايش فيلم «نياز» از سيماي جمهوري اسلامي نشان داد كه وضعيت سينماي كشور ما بي اندازه بحراني و خطرناك شده و ما اگر چه امروزه سريعتر و بصري تر فيلم مي سازيم اما فقر مفاهيم ارزشمند و انساني در آثار توليدشده، بي داد مي كند!

 http://www.kayhannews.ir/861111/10.htm#other1001

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:33  توسط هشت پا   | 

از تماشاي فيلم "هوو" در کنار تماشاگران لذت بردم

 عليرضا داودنژاد در ابتداي جلسه پرسش پاسخ فيلم هوو با بيان اينكه آنقدر از تماشاي فيلم با تماشاگران لذت برده‌است از حاضران خواست تنها عيب و ايرادهاي فيلم را مطرح كنند.

به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، وي با اشاره به آثار قبلي‌اش ملاقات با طولي و هشت‌پا گفت: " خط و موج" يك تريولژي به سينماي اجتماعي بدهكار بود كه با ساخته شدن اين فيلمها دين اش را ادا كرد و ممكن است در ادامه با حال و هواي فيلم "هوو" فيلم سازي كنم.

وي با اشاره به حضور رضا عطاران در فيلم هوو اظهارداشت: عطاران در اين فيلم نقشي كليدي داشت. من با تجربه‌اي كه در هشت پا داشتم در اين فيلم مي خواستم لحن طنزي به كار ببرم و دلم مي‌خواست كار شيرين باشد.

داود نژاد تصريح كرد: دچار ترديد بودم كه عطاران توانست به من كمك زيادي كند. متنها بر اساس رفتار او با ديالوگ‌ها و ذائقه‌ي شوخ طبعش تنظيم مي‌شد و عطاران در لحن فيلم از اين بابت سهم دارد.

رضا عطاران هم با اشاره به فيلمهاي ناموفق سينمايي‌اش اظهار داشت: سعي‌ام اين بود كه انتخاب بعدي‌ام درست باشد و با تجربه‌اي كه از كارهاي قبلي داود نژاد داشتم به سرعت بازي در اين فيلم را قبول كردم و اميدوارم اين روند را در سينما ادامه دهم.

وي افزود: هوو اولين فيلمي بود كه فكر كردم دارند از آدم كار مي‌كشند و سعي مي كردم وظيفه‌ام را خوب انجام دهم.

در خيلي كارهاي ديگر احساس مي کردم به نوعي دارد از من سوء استفاده مي‌شود.

در پايان اين جلسه كه مقداري از وقتش به خواست خود داود نژاد به جلسه فيلم تقاطع اختصاص پيدا كرده بود، كارگردان فيلم هوو گفت: من از ايراد ناراحت نمي‌شوم. بگوييد كجاي كار ايراد دارد. اينكه از كجا به كجا رسيده‌اي يك شعار راديو تلويزيوني است من دنبال كسي هستم كه از او ياد بگيرم و از ياد گرفتن خرسند مي‌شوم.

زهرا داود نژاد به همراه اكرام حبيبيان، رعنا آزادي، علي صادقي، رضا داود نژاد ، سپيده علايي و مريم كاوياني از ديگر حاضران در اين جلسه بودند كه مجال كمتري براي صحبت كردن پيدا كردند.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:4  توسط هشت پا   | 

بازهم نشست هوو

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 21:58  توسط هشت پا   | 

نشست مطبوعاتی فیلم هوو

 

احترام حبیبیان/ بازیگر   علیرضا داود نژاد/ کارگردان

رضا داود نژاد و علی صادقی/ بازیگر

رعنا آزادی ور و احترام حبیبیان/ بازیگر

 

علیرضا داودنژاد/ بازیگر

 

علیرضا داودنژاد/ کارگردان   احترام حبیبیان/ بازیگر

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 21:50  توسط هشت پا   | 

مرور هفته نامه داخلی سپاه بر آخرين ساخته عليرضا داوودنژاد؛ سينما در تسخير هشت پاي ابتذال!!

 

نام فيلم: هشت پا ـ كارگردان: عليرضا داوود نژاد ـ بازيگران: محمدرضا فروتن، آتنه فقيه نصيري، ماهيا پطروسيان، ويشكا آسايش، مهتاب كرامتي، رضا داوود نژاد، احمد نجفي و...
خلاصه:
رويا، زيور، بيتا و آهو اعضاي يك باند گسترده و توانمند دزدي به سركردگي مردي ملقب به «عمو» هستند كه با كمك رئيس يك بنياد مالي - اعتباري به نام حاج حسن بيش از دو ميليارد تومان پول را به بهانه وام تاسيس شركت ربوده اند. بروز اختلاف ميان اعضاي باند براي به دست آوردن سهم بيشتر منجر به كشته شدن عمو توسط بيتا و رويا و گرفتار شدن حاج حسن، آهو و زيور در چنگال عدالت مي شود. رويا و بيتا پس از به چنگ آوردن تمامي پول هاي مسروقه به همراه دو همدست خود، راهي ويلايي در شمال كشور مي شوند. پليس كه از محل اختفاي آنان مطلع شده، آنان را به محاصره خود درمي آورد. بيتا و رويا پس از كشتن دو همدستشان كه قصد تسليم كردن خود به پليس را داشتند، با شليك به همديگر به زندگي خود نيز پايان مي دهند.
عليرضا داوودنژاد كارگردان باسابقه اي كه فعاليت در سينما را با نوشتن فيلمنامه هاي غيراخلاقي در رژيم پهلوي آغاز كرده است، در سال هاي اخير ثابت كرده كه به ژانر پليسي علاقه وافري دارد، آن هم به آن دسته از آثار پليسي كه كپي برداري محض از سينماي هاليوود باشد. فيلم «هشت پا» كه برگرفته از آثار مطرحي چون «بيل را بكش» و «فرشتگان چارلي» است در واقع قسمت دوم فيلم «ملاقات با طوطي» است كه سال گذشته از همين كارگردان بر پرده سينماهاي كشور رفت. داوودنژاد در اين فيلم كه در فضاي تعليق به تصوير درآمده ثابت كرد كه نسبت به سال گذشته از پختگي و تجربه بيشتري برخوردار شده است.
اگرچه كپي برداري از آثار ديگران شيوه نامطلوبي است كه نشان از ضعف نويسنده اثر دارد چرا كه هر نويسنده اي فيلمنامه خود را بر اساس فرهنگ ملي و بومي خود به نگارش درآورده و پيچيدن همان نسخه در كشوري ديگر امري ساده لوحانه است، اما در باره قصه فيلم مورد نظر بايد اعتراف كرد كه به گونه اي طراحي شده كه قدرت حدس زدن را كاملا از مخاطبان گرفته و همين امر باعث مي شود تا مخاطبان در ميانه فيلم صندلي خود را رها نساخته و تا انتهاي داستان كارگردان و فيلم را همراهي كنند. تعليق و هيجان داستان به همراه ميزانسن هاي مناسب اگرچه از نكات قوت فيلم محسوب مي شود اما اين موضوع باعث نمي شود تا مخاطبان بتوانند با بازيگران اثر همذات پنداري كرده و ارتباط برقرار كنند.
نكته اي كه داوودنژاد كاملا از آن غافل بوده، آن است كه شايد در كشوري مثل آمريكا زنان زيادي باشند كه همچون «رمبو» با در دست داشتن يك اسلحه خشونت هاي زيادي از خود نشان دهند اما در ايران پيدا كردن چند زن آن هم با آن شكل و شمايل، كه با كلاشينكف و شمشير سامورائي به جنگ دهها پليس و سارقان باسابقه بروند، غير ممكن است.
در اينكه سينماي ايران براي زنده و شاداب بودن نيازمند ورود به ژانرهاي مختلفي مي باشد جاي هيچ شك و شبهه اي نيست اما اينكه سرمايه مملكت را به بهانه ايجاد تنوع در سينما، صرف توليد آثاري كنيم كه كوچكترين سنخيتي با فرهنگ ملي و بومي ما نداشته و دستاورد آن تنها از خود بيگانگي مي باشد، موضوعي است كه مسئولان سينمايي كشور بايد نسبت به آن دقت نظر و اهتمام داشته باشند.
بر اساس منشور سينماي ارشاد، اعتلاي سطح فرهنگي مخاطبان يكي از مهمترين محورهاي صدور مجوز براي ساخت يك فيلم و اعطاي وام فارابي و ساير تجهيزات دولتي مي باشد كه مسئولان سينمايي كشور به خوبي از آن آگاهند. اما اينكه چه عاملي باعث شده تا فيلم «هشت پا» از چنين تسهيلاتي بهره مند شده و بدون كوچكترين مشكلي مجوز اكران را بگيرد، پرسشي است كه جناب جلوه و اربابي بايد صريحا در پيشگاه ملت، وزير ارشاد و رئيس جمهور پاسخگو باشد.
موضوع از دو حال خارج نيست يا اينكه اربابي و جلوه با وجود حساسيت هاي كنوني فيلم را تماشا نكرده اند كه از نظر منطقي احتمال آن صفر است و يا اينكه با پخش چنين آثاري مخالفتي ندارند. از آنجا كه مورد دوم با توجه به شعارهاي زيبا و دلنشين آنان منتفي است نظر خود را به مورد نخست معطوف مي داريم و فرض را بر اين قرار مي دهيم كه مشغله كاري باعث شده تا برادران محترم موفق به تماشاي فيلم نشوند. آقاي اربابي، آقاي جلوه دوستان محترم، شايد كمي خنده دار به نظر برسد اما نمايش كشيدن سيگار توسط زنان بازيگر بر اساس مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ممنوع است. ممنوعيت نمايش كشيدن سيگار حتي در سينماي غرب نيز به خاطر آثار سوئي كه بر مخاطبان مي گذارد، به تصويب رسيده است.
دوستان محترم، نمايش صورت هفت قلم آرايش كرده زنان نه تنها بر اساس مصوبات وزارت ارشاد بلكه بر اساس قوانين شرعي نيز حرام و غير شرعي است. نمايش زنان با پوششي نامناسب (پيراهن و شلوار) كه اندام آنان را كاملا نمايان مي سازد آنهم در خيابان به دليل الگو سازي هاي غلطي كه براي مخاطبان دارد و بر اساس قوانين سينمايي كشور غير مجاز است. نمايش رقصيدن زنان به بهانه فرو رفتن در حالات مديتيشن به هيچ وجه جايز نيست. تكيه بر روابط نامشروع زن و مرد در فيلم هيچ محمل شرعي و قانوني ندارد. بر اساس قوانين فارابي، اعطاي وام و تسهيلات به فيلم ها بايد با توجه به اعتلاي فرهنگي و ديني جامعه صورت گيرد و دهها دليل ريز و درشت ديگر كه ذكر آن در اين مجال غير ممكن است.
خلاصه آنكه به اين باور نرسيم كه راز موفقيت يك فيلم چه در گيشه و چه در افكار مخاطبان به زيبايي هاي ظاهري باز مي گردد بلكه با مروري بر فيلم هاي موفق سينماي ايران فارغ از خط و محورهاي آنان، درمي يابيم كه همواره فيلم هايي موفق بوده اند كه توجه كمتري به حاشيه ها داشته اند. فيلم هايي چون «هامون»، «بانوي ارديبهشت»، «زير پوست شهر»، «سگ كشي»، «دستفروش»، «آژانس شيشه اي» و صدها فيلم موفق ديگر در زمينه جذب مخاطبان كمترين توجه و عنايتي به مسائل ظاهري نداشته اند.

 منبع :هفته نامه صبح صادق (نشریه داخلی سپاه ) 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 20:18  توسط هشت پا   | 

فيلمبردارهشت پا :فيلمبرداري دچار حسرت هميشگي

 
 
اصغر رفيعي جم كه سابقه همكاري با فيلمسازاني مثل بهرام بيضايي كيميايي واروژ كريم مسيحي و در فيلمهايي چون شايد وقتي ديگرپرده آخر...همكاري داشته است و فيلمبردار هشت پا نيزبوده است مي گويد ك وقتي به گذشته و به تجربه ها دردها غم ها وشاديها و درك مشترك از حوادث تلخ و شيرين سالهاي سپري شده ،در مي يابم كه از ميان كارگردانهايي كه با آنها كار كرده ام از هر كس ديگري به فرديت داوودنژاد آشنايم او نيز با فرديت من آشناست
   او تاكيد مي كند :كار كردن با داوودنژادهم لذت بخش  است وهم حالتي نوستالژيك دارد
وي ادامه مي دهد:در اين فيلم براي سالن و كارگاه مجسمه سازي يكي از پر سوناژها به دنبال جايي بوديم كه مجسمه هاي مشاهيررا بتوان  در آن به نمايش گذاشت و يا فتيم ونور پردازيهاي ويژه روي  تك تك پرسوناژآغاز شد
 در هشت پا حتي در صحنه هاي خارجي نورپردازي بيشترين وقت من را گرفت
 در اين كار سعي ام براين بود كه برروي نور پردازي دراماتيك تمركز كنم ومواظب بودم روان بودن حركت دوربين مرا ا نورپردازيهاي كه در نظر داشتم غافل نسازد
 رفيعي جم مي گويد :البته شرايط تاسف بار سالنهاي نمايش   همان اندك نو آوري و بداعتي كه مي خواهيم در نحوه كارمان ارائه دهيم از فراروي بيننده صبور ايراني مخفي مي سازد 
من فيلمبردار دچار حسرت هميشگي ام بوده ام اينكه من فيلمبردار به خاطر شرايط حاكم برلابراتورهانبود امكانات و نونگاتيو مصرفي نتوانم با شجاعت قدم به پيش بردارم و هميشه به خاطر ملاحضه ديگران وشرايط كاري با ملاحضه كاري قدم بردارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 22:50  توسط هشت پا   | 

ضعیفترها وقوی ترها

گفت‌وگو با عليرضا داودنژاد به مناسبت نمايش فيلم هشت پا
ماجراى فيلم‌هايى که در زمستان ساخته مى‌شوند
 
 
چه طور شد اسم «هشت پا» را براي فيلم انتخاب كرديد؟
«هشت پا» در اصطلا‌ح به آدم‌ها، گروه‌ها و سازمان‌هايي گفته مي‌شود كه در جاهاي مختلفي نفوذ كرده و تاثير دارند.
علا‌وه بر اين انگار هشت شخصيت اصلي هم در فيلم حضور دارند.
اسم فيلم از چه زماني انتخاب شد؟
‌از اول همين اسم را انتخاب كرديم. چون مي‌دانستيم هدفمان از داستاني كه تعريف مي‌كنيم، چيست.
موضوع چه طور انتخاب شد؟
‌موضوع چيزي جدا از اتفاق‌هاي دور و برمان نيست. از اين اتفاق‌ها، بارها روي مي‌دهد و در حال حاضر هم اگر به صفحه حوادث روزنامه‌ها نگاه كنيد، پر است از اين حادثه‌ها.
يعني ما به ازاي بيروني داشتيد؟
‌ ما به ازاي بيروني كاملا‌ شبيه به اينكه نبود. اما ماجراهاي مشابه اين به كرات اتفاق مي‌افتد و شما هم كه از اين حوادث بي‌خبر نيستيد. تحولا‌ت عجيب و غريب و غافلگير كننده‌اي كه در چند سال گذشته افتاده، چيزي كه در تلويزيون به نمايش در مي‌آيد و در روزنامه‌ها گفته مي‌شود، محرك اول طرح داستاني هشت پا بودند. به خصوص اين كه گروهي بودند كه سه ميليارد از بانكي اختلا‌س كرده و گرفتار شده بودند. براي آن كه بتوانم اطلا‌عات لا‌زم را به دست بياورم با دو تن از اعضاي اين گروه صحبت كرده بودم.
يكي از خصوصيات كارهاي شما اين است كه خيلي به اتفاق‌هايي كه دور و برتان مي‌افتند توجه داريد. از فيلم شاهرگ تا نياز و مصايب شيرين و... برخي از كارگردان‌ها در طول سال‌ها كارشان، معمولا‌ يك سبك كاري دارند. مثلا‌ همه مي‌دانند كه فيلم‌هاي برسون مايه‌هاي فلسفي دارند. اين تفاوت ژانر و موضوع آگاهانه است يا به نظر شما موضوع اهميتي ندارد و آن چه مهم است، ساختار موضوعي است كه ساخته مي‌شود؟اين جذابيت براي خودتان است يا فكر مي‌كنيد خوشايند تماشاگر باشد؟
‌معمولا‌ سراغ موضوع‌هايي مي‌روم كه من را تحت تاثير قرار مي‌دهند و اين انگيزه را در من ايجاد مي‌كنند كه به شكل سينمايي شان فكر كنم. اين موضوع بايد آن قدر برايم جذاب باشد كه راه بيفتم و كار سختي به نام فيلمسازي در ايران را انجام دهم. معمولا‌ مسايل اجتماعي، برايم اهميت زيادي دارد و رويم تاثير مي‌گذارد و فكر مي‌كنم همه فيلم‌هايم از اصلي‌ترين مسايل اجتماعي زمان خودشان تاثير گرفته‌اند و فكر مي‌كنم مسايلي كه فيلم‌هاي من را تحت تاثير قرار مي‌دهند بيشتر به مسايل اجتماعي مربوط مي‌شوند.
شما با فيلمنامه نويسي وارد سينما شديد. با توجه به اين كه اين روزها بيشتر فيلم مي‌سازيد، آيا به اين نكته فكر كرده‌ايد كه موضوع‌هاي مورد علا‌قه تان را به فيلمنامه نويس‌هاي ديگر سفارش كنيد؟
‌مهم‌ترين نكته اين است كه من فيلمنامه را اجرايي‌‌توليدي مي‌نويسم. يعني با توجه به امكاناتم، شرايط موجود و الزاماتي كه از لحاظ توليد دارم، فيلمنامه را پي‌ريزي مي‌كنم.
مثلا‌ اگر زماني كرين نداشته باشيد، فيلمنامه را جوري تنظيم مي‌كنيد كه احتياجي به كرين نداشته باشد.
اينها خلا‌قيت شما را محدود نمي‌كنند؟
‌نه. اينها فقط به من نشان مي‌دهند كه چگونه بايد مانور دهم و براي اين مانور چه فضايي دارم. به نظرم نه تنها محدود نمي‌شوم كه به عكس، شرايطي براي كار خلا‌قه مي‌يابم. به نظرم اين يك بده بستان خلقه است بين فيلمساز و اطرافش. به عنوان مثال وقتي در حال ساختن فيلمي هستم كه داستانش در زمستان اتفاق مي‌افتد، جايي مثل «جاده كندوان» را براي فيلمبرداري انتخاب نمي‌كنم. سكانسي براي آن جا نمي‌نويسم. ولي وقتي در حال ساختن فيلمي در تابستان هستم، ممكن از جذابيت‌هاي بصري اين مكان استفاده كنم. چون اين امكان را دارم كه در اين فصل از جاده كندوان فيلمبرداري كنم. اين نكته را فراموش نكنيم كه اوضاع فيلمسازي ما، به هيچ وجه اوضاعي به قاعده و نظامند نيست. شما براي فيلمسازي در ايران كمتر ممكن است پلا‌تو داشته باشيد. يعني از فرصت اين كه شهرك سينمايي داشته باشيد، محروميد. نمي‌توانيد دكور و لباس تان را سفارش دهيد. نمي‌توانيد فصل مورد علا‌قه‌تان را براي فيلمسازي انتخاب كنيد و يا آن را ايجاد كنيد. ما امكاناتي اينچنين نداريم.
در ميان فيلم‌هايي كه ساخته ايد، كدامشان از لحاظ امكانات و شرايط توليد به آن چيزي كه در ذهن داشتيد، نزديك ‌تر است؟
‌من چون هميشه خودم را با شرايط توليدي وفق مي‌دهم، كمتر دچار مشكل مي‌شوم. فيلمنامه را هميشه با شرايط توليد تنظيم مي‌كنم. فقط يك نكته پيش مي‌آيد. در سال‌هايي مجبور شده‌ام فيلم‌هايم را در زمستان بسازم. اين نكته سبب شده تا ما در اين فيلم‌ها بيشتر اين فصل را ببينيم. برگ ريزان و برف و باران را بيشتر در اين فيلم مي‌بينيم. اگر شما در جريان باشيد، فرايند درخواست پروانه فيلمسازي كاري است كه زمان زيادي طلب مي‌كند. آماده كردن امكانات هم خود، زمان مي‌خواهد. در چند سال اخير دلم مي‌خواسته شرايط به گونه‌اي پيش برود كه بتوانم كارم را در پاييز به انجام برسانم، اما متاسفانه نشده است. پروانه فيلمسازي زماني صادر شده كه زمستان شروع شده و نمي‌توانم براي فيلمسازي تا سال آينده صبر كنم....
چرا؟ مهلت پروانه فيلمسازي تمام مي‌شود؟
‌نه. من براي خودم اين برنامه را گذاشته ام كه سالي يك فيلم بسازم. چون من در اين بيست و هفت سال، جمعا دوازده فيلم ساخته‌ام. يعني در واقع، هر دو سه سالي يك فيلم. ولي الا‌ن به اين نتيجه رسيده‌ام كه سالي يك فيلم را بسازم...
البته در كل دوران فيلمسازي چهارده فيلم ساخته ايد.‌بله. اما در بيست و هفت سال گذشته فقط دوازده فيلم ساخته‌ام.
يعني آن دو فيلم را جز پرونده خودتان حساب نمي‌كنيد؟
‌شرايط دوران به طور كلي تغيير كرد. آن دوران شرايط ديگري داشت و حالا‌ شرايط ديگري حاكم است. اگر آن دو فيلم را هم به حساب بياورم بايد بگويم كه «در سي و پنج سال گذشته...». اما در سال‌هاي بعد از انقلا‌ب فقط دوازده فيلم ساخته‌ام. فكر مي‌كنم الا‌ن هم فرصت زيادي براي فيلمسازي ندارم. وقتي سن از پنجاه گذشت، مگر مي‌تواني چند فيلم بسازي. نكته بعدي اين است كه چون تجربيات آدم كامل مي‌شود و آموخته‌هايش افزايش مي‌يابد، يعني در واقع نسبتا به پختگي مي‌رسد، راحت‌تر مي‌تواند فيلم بسازد. همين نكته آدم را به فيلم علا‌قمندتر مي‌كند. شايد در ده يا دوازده سال، فيلمسازي اين قدر برايم مهم نبود. ولي الا‌ن خودم را ناچار به فيلمسازي مي‌بينم.
ناچار يعني علا‌قمند؟
‌يعني اگر فيلم نسازم، اذيت مي‌شوم. بايد كار كنم. بدون كار نمي‌توانم بمانم. به خصوص كه مدام ايده‌هاي متفاوت به ذهنم هجوم مي‌آورند كه نمي‌توانم آنها بگذرم. دائما با آنها زندگي مي‌كنم و بايد جايي آنها را اجرا كنم. با گذشت زمان آدم عميق‌تر به حرفه‌اش نگاه مي‌كند و در نتيجه ايده بيشتري به ذهنش مي‌رسد و... اين است كه دو سال اخير سعي كرده‌ام سالي دو سه فيلم بسازم. علا‌وه بر اين موضوعات، بايد بگويم كه من از اين راه زندگي مي‌كنم و بايد خرج خودم و خانواده‌ام را بدهم. از طرفي چون هميشه فيلم‌هايم در اكران با مشكلا‌ت پيش‌بيني نشده‌اي روبرو شده‌اند، با وجودي كه مي‌توانسته از لحاظ اقتصادي براي من مفيد باشد، موانعي اجازه نداده تا اين فيلم‌ها موفق باشند و برخي را حتي تا حد ورشكستگي كشانده‌اند. مثلا‌ كسي ترديد ندارد كه فيلم عاشقانه در زمان پخشش فيلمي متفاوت بود كه مي‌توانست با تماشاچي خوب ارتباط برقرار كند، اما در تهران فقط بيست روز فرصت اكران به من دادند. و در همان بيست روز هم هزار مورد اذيت و آزار فراهم كردند. مثلا‌ در مصائب شيرين نصف سينماها نمايش دهنده فيلم را از من گرفتند. در بچه‌هاي بد، فيلم نابود شد.
به دليل نداشتن بازيگرهاي مطرح نبود كه فيلم دچار مشكل شد؟
‌نه. من اصلا‌ مشكل ستاره نداشته‌ام. اتفاقا فروش فيلم بچه‌هاي بد فوق العاده بود. يعني با بليت چهارصد تومان آن روزگار، فروش روزانه يك ميليون و هفتصد هزار را داشتيم. عاشقانه و مصائب شيرين هم همين طور بودند. به هر حال من به تجربياتي در زيبايي شناسي دست پيدا كرده بودم، كه همين سبب مي‌شد كه اين فيلم‌ها در ارتباط با تماشاچي موفق باشند. اما با تعمد اكران اين فيلم‌ها با مشكل مواجه شد.نمايش هر فيلم به تهيه كننده آن ارتباط زيادي دارد. يعني او داراي پخش با نفوذ هست يا نه. تهيه‌كننده‌اي كه داراي پخش پرقدرتي نباشد نمي‌تواند به موفقيت فيلمش اميدوار باشد. زماني فكر مي‌كردم كه فيلمنامه، كارگردان و در نهايت خود فيلم خيلي مهم است. اما آن چه كه الا‌ن براي من قطعي است، موفقيتي است كه بايد در پخش به آن رسيد. من به آن دليل كارگردان شدم كه فيلمنامه‌هايم همان گونه كه نوشته مي‌شود ساخته شود. وقتي كارگردان شدم متوجه شرايطي شدم كه به توليد فيلم برمي‌گشت. تهيه كننده شدم تا مشكلا‌ت كارگرداني ام را حل كنم، متوجه شدم كه مسئله پخش چيز بسيار مهمي است. وارد عرصه پخش شدم و ديدم كه شرايط زيست محيط سينما و همه عواملي كه در پخش فيلم دخالت دارد تحت تاثير شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي هستند.
اشاره كرديد كه به مسايل اجتماعي علا‌قمنديد. در برخي از فيلم‌هايتان ساختار شبه مستند هم وجود دارد. اما به نظرم اين سينما در كارتان غايب است. درست است؟
‌من در دوران انقلا‌ب سريال مستندي ساختم با عنوان وارثين. يك مستند شانزده ميلي متري. شايد جز اولين فيلم‌هايي بود كه در هفت قسمت از تلويزيون بعد از انقلا‌ب پخش شد. فيلم ديگري دارم با عنوان تاريخ سياسي خليج فارس كه تقريبا همه كارهايش را خودم انجام دادم. فيلم مستند ديگري درباره كهريزك ساخته ام كه همان جا دادم.
برگرديم به هشت پا. چرا فيلم را اين جوري تمام كرديد؟
‌اصولا‌ وقتي كه پاي زور براي مناسبات اجتماعي به وسط مي‌آيد و ارعاب و تهديد و تحقير و توهين و رد و نفي و انكار و تبعيض اجتماعي مطرح مي‌شود، كار به رودرويي و خشونت مي‌انجامد. اين پايان اجتناب ناپذير آن شرايط است. يعني قوي‌ترها، ضعيف‌ترها را از پاي در مي‌آورند يا خود ضعيف ترها همديگر را از بين مي‌برند.
اما فردي مثل عموجان، ضعيف محسوب نمي‌شود. مگر نه؟
‌درست است. اما همان طور كه در آن بازجويي هم گفته مي‌شود، او هم فقط يك مهره است. و بازجويي شونده مي‌گويد كه تو دستت به بالا‌تر از بيتا و رويا نمي‌رسد. اما بالا‌تر از او هم وجود دارد. يعني اين گونه نيست كه عموجان راس هرم قدرت باشد. او هم واسطه‌اي بوده بين قدرت‌هاي اصلي و اين مجموعه.
آن ميان نويس‌هايي كه وسط فيلم آمده چه كاركردي دارند؟
‌به نظرم يك جور فاصله گذاري و فصل بندي است. اينها تجربياتي است كه انجام مي‌دهم. اين ميان نويس‌ها كاركرد خوبي دارند. به طور مثال وقتي مي‌گوييم «شهر»، يك سري آدم‌ها و اتفاق‌ها را به نمايش مي‌گذاريم كه... يا مثلا‌ دخمه. انگار كه داريم وارد دهليز جامعه مي‌شويم كه معمولا‌ ديده نمي‌شود. اينها بار نمايشي را با خود به همراه دارند.
اين كار ايده مونتاژي كه نبوده؟
‌من دست خودم را تا لحظه آخر باز مي‌گذارم. اين ايده بعد از فيلمبرداري و توسط آقاي خرقه پوش ارايه شد.
نكته‌اي گفتيد در مورد تجربه‌اي كه با ساختن هر فيلم به دست مي‌آوريد. اين تجربه چطور حاصل مي‌شود؟ از عكس العمل تماشاگران، منتقدان فيلم و يا...؟
‌شما وقتي مي‌خواهيد در شخصيت پردازي به كسي نمود واقعي بدهيد. اولين باري كه اين كار را مي‌كنيد، با دومين، سومين و ... فرق‌هايي در شيوه كارتان به وجود مي‌آيد. يعني شما هربار تجربه شخصيت پردازي را انجام مي‌دهيد به تجربه‌هاي تازه‌اي مي‌رسيد. چشم انداز من گرمي‌انساني دادن و ملموس‌تر كردن شخصيت فيلم‌هايم است. مي‌خواهم شخصيت‌هايم از تصنع و تكلف به دور باشند و به مابه ازاي خارجي شان نزديك باشند. براي رسيدن به چنين چشم اندازي، شما از اولين فيلم تا آخرينش در حال تلا‌ش هستيد. به طور مثال من تصور خاصي از شخصيت پردازي در اولين فيلمم داشتم. اما ديدم كه اين تصور با بازيگري كه دارم، كاملا‌ قابل اجرا نيست. شما مدام در حال تلا‌ش هستيد تا تصورات خودتان را از آب و گل در بياوريد. كم كم به اين نتيجه مي‌رسيد كه مشخصات بازيگر، در شكل گيري نهايي شخصيت موثر است. اين كه چه فيزيكي دارد، چگونه حرف مي‌زند، رفتارش چيست، لحن و تن صدايش چگونه است و ... اينها در شخصيت پردازي شما موثر است. كم كم به اين نتيجه مي‌رسيد كه بازيگرتان را انتخاب كنيد و بعد فيلمنامه را بنويسيد. يعني هنرپيشه را انتخاب كنيد و با انتخاب او به تدريج به معدلي از ذهنيات خودتان و واقعيت خارجي برسيد.متاسفانه ما در شرايطي فيلم مي‌سازيم كه معمولا‌ در آن فيلم مستند مي‌سازند. چون نه كارگاه‌هاي آكادميك بازيگري داريم تا بازيگر را آن چنان تربيت كنند كه او اجرا كننده اهداف كارگردان باشد و نه پلا‌تو و دكور آن چناني داريم كه بتوان در آن همه چيز را كنترل كرد.
تا چه رده‌اي بازيگران تان را انتخاب مي‌كنيد؟
‌من سعي مي‌كنم حتي با بازيگراني كه فقط يك نما هم در فيلم بازي دارند، ارتباط برقرار كنم. تا از انرژي و ابتكارشان استفاده كنم.
مثل اينكه از شيوه اكران هشت پا هم چنان راضي نيستيد؟
‌قرار بود اول آذر فيلم اكران شود، اما آخر آذر اكران شروع شد. يعني بعد از چهار هفته به جشنواره برمي‌خوريم و به اين ترتيب بخشي از بهترين سينماهايمان را به مدت ده روز از دست مي‌دهيم. اين وقفه‌اي بزرگ در اكران فيلم است. اين وقفه صدمه جبران ناپذيري به فيلم مي‌زند. همان كه در مورد «حكم»، بعد از برداشتن و اكران مجدد فيلم نتوانست آن حالت اوليه را داشته باشد. شما تهيه كننده‌هاي پرقدرت را نمي‌بينيد كه فيلمشان را در اين فصل به نمايش بگذارند، مگر در شرايط و مختصات ويژه‌اي.
هوو به جشنواره مي‌رسد؟
اين فيلم در مرحله ميكس قرار دارد و اميدوارم به جشنواره برسد.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 19:32  توسط هشت پا   | 

تدوین گر هشت پا :از بیل را بکش الهام گرفتم

 تدوین فیلمهایی چون لیلا بانوی اردیبهشت درخت گلابی دوزن دختری با کفشهای کتانی بچه های بد نان عشق موتور هزار زندان زنان دوئل لاک پشتها هم پرواز می کنند از مصطفی خرقه پوش تدوین گر مشهوری ساخته است 

او تدوین فیلم هشت پا رانیز  به عهده داشته است

 خرقه پوش درباره این فیلم می گوید : تدوین فیلم با توجه به پرپلان وپر شخصیت بودن شش ماه طول کشید. بیشترین زمان ماصرف خوب درآمدن ساختمان فیلم شد یعنی اینکه موضوع فیلم ابهام وپیچیدگی نداشته باشد واطلاعات زودتر یا دیر تر داده نشود وبازیها درست از آب در آید

 فیلم هشت شخصیت اصلی دارد که معرفی آنها وآشنایی با گذشته شان زمان زیادی از ما گرفت فیلم نماهای زیادی داشت که طبیعتا در تدوین زمان زیادی می برد

 در تدوین های خرقه پوش نوعی وسواس در شناساندن هرچخ بهتر جغرافیای سکانس ها در فیلم هایش دارد واین در فیلمی مثل دوئل نیز به خوبی دیده می شود او در این باره می گوید :اگر ما نتوانیم این کاررابه خوبی اجام دهیم تماشاگر گیج می شود ونمی تواندموقعیت آدمها را در مقابل هم پیدا کند

 جغرافیا اگر چه در تدوین یک فیلم مهمترین مسئله نیست ومسائلی از لحاظ ریتم لحن وحس  اهمیت بیشتری دارند

 به گفته خرقه پوش در تدوین یک فیلم بازیها و حرکت وریتم هیچ کدم نبایدفدای دیگری شوند

 تدوین گر به عنوان یک تغییر دهنده وارد پروسه تدوین نمی شود بلکه او باید به دنبال آن باشد که که داستان فیلم به بهترین شکل روایت شود درواقع او یک جستوجو گر است واگر بخواهد علائقش را بیش از حددخالت دهد شکست می خورد

 او می گوید :پنج شش سکانس کامل را که انصافا خیلی خوب بودند را در آوردیم چون در داستان وقفه ایجاد می کردند گرچه از لحاظ معرفی شخصیتها مفید بودند

 خرقه پوش معتقد است فیلم مثل یک موجود زنده است که تدوین گربه عنوان یک جراح  نباید حیات آن را مدام قطع کند و چیزهایی به آن پیوند بزند بایک فیلم باید همانند یک نوزاد رفتار کرد که تازه می خواهد راه رافتن را یاد بگیرد باید مدام به او کمک کیم تا از جایش بلند شود وروی پای خودش باستد تااینکه بخواهیم برایش عصا درست کنیم

من همیشه در هنگام تدوین فیلم زاویه دید یک تماشاگررا دارم که البته کار چندان آسانی نیست 

او تاکید می کند :اتاق تدوین خواسته های یک کارگردان وقابلیت های یک فیلم را به هم نزدیک می کند وتدوین گر کاتالیزوری است که روند این تطبیق را سریع تر وراحت تر می کند

 او درپاسخ به اینکه صحنه های نبرد باشمشیر فیلم هشت پا شباهت زیادی به فیلم بیل را بکش دارد می گوید :البته شباهت زیاد که اغراق است ولی اگر منظور برش از نمای باز ویشکا آسایش به نمای بسته دست اوست موقعی که شمشیر از غلاف بیرون می آید بله من از آن فیلم الهام گرفتم و برای خودم بامزه بود گرچه اصلاچه به لحاظ اجرا و چه به جهت توان وظرفیت تکنیکی  سینمای ما قابل مقایسه نیست وید :

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 10:14  توسط هشت پا   | 

با رضاداوودنژاد بازیگر هشت پا :درفضایی بزرگ شدم که همه اش حرف اکران و توقیف وسانسور بوده است

022797.jpg

 رضا داوودنژادمجري طرح ، برنامه ريز و بازيگر فيلم هشت پا از بچگي، تو فضايي بزرگ شدم كه همه اش حرف فيلم و تهيه كنندگي و اكران و توقيف و سانسور بوده است
در دفتر فيلميران قرار گذاشتيم. يك جاي در دست احداث و بنّايي! آقاي منتظري از عكس هايي كه در انبار فيلم گرفته بود، كلي سركيف بود. رضا داوودنژاد پنجاه و نهي است. اولين فيلمش بي پناه ، در سال 65 بوده. بعد از آن هم مصائب شيرين، بچه هاي بد (دستيار كارگردان و برنامه ريز)، مستند روزگار ما (بني  اعتماد)، ملاقات با طوطي (دستيار كارگردان و برنامه ريز)، سريال پشت كنكوري ها، باغچة مينو، بانوي كوچك، و شوخي هاي خدا از كارهاي اوست. داوودنژاد در هشت پا بازي مي كند و مجري طرح و برنامه ريز هم هست. ( هوو هم كار بعدي اش است.) مي گويد هشت پا از ب بسم الله خرج داشته تا آخرش. اول، قرار نبوده داوودنژاد در هشت پا بازي كند. كلي براي نقش پيام ، بازيگر ديده بودند. مي گويد كه همه مي گويند هشت پا در مدح و ستايش نيروي انتظامي است. ولي وقتي به اش مي گويي قضية آن زن پليس و آب در آوردن از صندوق عقب ماشين براي شستن آرايش دخترها، خيلي كاريكاتوري است، مي گويد اين صحنه اي بوده كه بابام با چشم خودش همان جا كه فيلم برداري شده، ديده! داوودنژاد، اليور استون و ديويد لينچ را دوست دارد. از كارهاي لوك بسون هم خوشش مي آيد. فيلم يك اش هم چشمان كاملا بسته است و بعد هم شكارچي گوزن .
اگر پسر عليرضا داوودنژاد نبوديد، الان به عنوان بازيگر اين جا نشسته بوديد؟
نه، اصلا. شايد اگر پدرم آهنگر بود، من هم آهنگر مي شدم. از بچگي، تو فضايي بزرگ شدم كه همه اش حرف فيلم و سينما و ساخت و تهيه كنندگي و اكران و توقيف و سانسور و بازيگري بوده است. به هر حال، تو يك فضاي هنري بزرگ شديم. عمويم، عمه ام، خواهرم، مادرم و غيره همه كار هنري مي كنند. من هم از اول تحت تأثير پدرم بودم و هستم. الان هم رابطة رفاقتي با هم داريم. در هر صورت اگر پدرم در اين كار نبود، من هم نمي آمدم.
كار كردن تان با هم چقدرش پارتي بازي است؟
پدرم آدم سختگيري است. اين طور نيست كه الكي بگذارد توي كارش بازي كنم. همة آن هايي كه با ما كار كرده اند در پشت صحنه، رابطة من و پدرم را ديده اند. حتما هم متوجه شده اند كه من نه تنها شرايط خاصي ندارم، بلكه در مورد من، از بقيه سختگير تر است.
الان بدون پدرتان هم مي توانيد كار كنيد؟
من از سال 76، همه كاري تو سينما كرده ام. خيلي ها هستند كه به واسطة پدرهايشان مي آيند تو كار. يك كاري هم مي كنند و مي روند. ولي من ديگر خودم را به عنوان رضا داوودنژاد ثابت كردم. ولي پشتوانة اصلي من پدرم بوده كه منكر اين موضوع نيستم.
پس فن و طرفدار سينما نيستيد؟ علاقة عجيب غريب؟
چرا. همان علاقه باعث شده كه من بتوانم خودم را ثابت كنم. من عاشق اين كارم. عاشق بازيگري نيستم، ولي عاشق پشت صحنة سينما هستم. از دستيار كارگردان و برنامه ريزي گرفته تا پخش و تبليغات را واقعا دوست دارم.
ما ده سال ديگر، توي يك فيلم، اسم رضا داوودنژاد را با چه عنواني در تيتراژ مي بينيم؟
تهيه كننده.
چرا؟
چون كار تهيه و توليد فيلم را خيلي دوست دارم و مي  دانم به اين هدفم مي رسم. الان دارم ياد مي گيرم. دو سال است براي هشت پا دارم زحمت مي كشم. از ب  بسم الله بوده ام تا الان كه پخش مي شود. اين فقط همان عشق تهيه كنندگي است كه دارم. به خاطر همين، از ديدن هشت پا لذت ديگري مي برم. در مقايسه با كارهايي كه فقط در آن ها بازي كرده ام، حس ديگري دارم.
جذابيت اش چي است؟
جذابيت اش؟ اين كار در سينماي ايران، يك هيجاني دارد. يك نوع ريسك است. اولا كار عاقبت به خيري نيست. چون پدر من از لحاظ مادي، عاقبت به خير نشد! ولي از نظر احساسي، در اين كار هيجاني هست كه باعث مي شود يك اثر هنري خوب خلق شود. اين خيلي رضايت بخش است. اين كه آدم در ساخته شدن يك اثر، سهمي داشته باشد.
پس بازيگري را بي خيال مي شويد؟
نه. ولي از سال 81 كه باغچة مينو را كار كردم، ديگر نمي خواهم تو هر كاري بازي كنم. الان دارم خيلي انتخاب شده بازي مي  كنم. مثلا وقتي آرش معيريان به من پيشنهاد بازي در چپ دست را مي  دهد، ديگر برايم مهم نيست كه چه فيلمي مي  خواهد بسازد. آن قدر خودش را دوست دارم كه واقعا بازي كردن تو آن كار، برايم لذت بخش است. يعني از كار كردن با آرش، حال مي كنم. بازيگري برايم چنين وجهه اي دارد.
آدم تا قبل از اين كه ببيندتان، فكر مي كند خيلي شيطان و شلوغ باشيد. ولي الان اين طور نيست؟
(مي خندد) الان خب استرس كار و اين چيزها را دارم. ولي بچه ها مي  دانند من آدمي هستم كه خيلي كم، توي كل عمرم عصباني شده ام. شايد بعضي اوقات، تو كار به خاطر استرس از كوره در بروم. ولي اصولا خونسرد هستم و يادم نمي آيد خيلي عصباني شده باشم، يكي دو بار. شايد از آخرين باري كه عصباني شدم، سه چهار سال بگذرد.
پس خيلي به سينمايي ها نمي آييد؟
اصولا با همه راحت ام. چيزي ندارم. به قول معروف، پيچيدگي ندارم. (همان لحظه، آقاي سيمونيان در دفتر است. داوودنژاد مي گويد: نمي دانم از ايشان بپرسيد. سيمونيان مي گويد: آره بابا. خيلي پرانرژي و پرتحرك است. آدم اكشن و بانشاطي است. ) من با آدم ها مسأله ندارم. كينه اي نيستم. مشكلي با كسي ندارم.
پيام توي هشت پا آدم را ياد خود شما مي اندازد. چقدر به هم ربط داريد؟
توي هشت پا پيام يك چيزي اش خيلي شبيه من است. آن هم شيطنت هاي خطرناك اش است. مثلا ريسك هاي بالا. پيام، خانوادة مرفهي دارد. دنبال شادي و هيجان است و اين شادي، عميق نيست. يعني اصلا فكر نمي كند آمده توي اين بازي و ممكن است خطرناك هم باشد. وقتي كار به جاهاي خطرناك مي رسد، مي زند زير گريه و مي گويد مي خواهم برگردم. بچه ننه مي شود. ولي آن جنبة شاد و شنگول و بگو بخندش در من است.
پدرتان اجازه مي  داد به فيلم نامه يا درآمدن شخصيت پيام كاري داشته باشيد؟
قرار بود توي آن صحنه، من هم با زيور و آهو دستگير بشوم. ولي يك هو شرايطي پيش آمد كه بابا احساس كرد من هم بايد در بروم. از اول، قرار نبود من هم در شمال بازي داشته باشم. مي دانيد، يعني در طي كار، شخصيت ها در مي آيند. به خاطر ارتباطي كه با شخصيت محمدرضا فروتن گرفتم، اين اتفاق افتاد. قرار شد كه من هم همراه آ ن  ها باشم. چون بابا با بازيگرها ارتباط باز و راحتي دارد. هميشه باهاش راجع به شخصيت پيام حرف مي زدم. ديالوگ ها، خنده، گريه و عكس العمل ها. به هر حال، نقش اصلي را بابا نوشت، ولي من هم به سهم خودم كمك كردم.
خودتان همة جاهاي فيلم را دوست داريد؟
به هر حال، وقتي يك فيلم ساخته مي شود، نمي تواني بگويي صددرصد كامل است. چه كار خودم، چه بقيه. ولي اصولا من هشت پا را دوست دارم. جايي اش نيست كه اذيت ام كند. به نظر من از لحاظ كارگرداني، طراحي صحنه، نورپردازي و بازيگري، يك فيلم دقيق و حرفه اي است.
هيچ مؤسسة مالي اعتباري، تا حالا ازتان شكايت نكرده؟ سر موضوع فيلم و اختلاس و اين حرف ها.
هزار تا مؤسسة مالي اعتباري داريم. از هزار و يكي  اش هم تا حالا اختلاس شده است. (مي خندد) آن قدر زياد هستند كه هر كي شكايت كرد، مي  توانيم بگوييم منظورمان شما نبوديد، آن يكي بود يا آن يكي بود. تازه هر كي شكايت كند، يعني ريگي به كفش خودش هست ديگر.
از فيلم  هاي پدرتان كدام يكي را دوست نداريد؟
نمي توانم بگويم. شايد علاقه ام كمتر باشد مثلا به... ولي چون هر كدام را مي دانم چرا ساخته شدند، نمي توانم چيزي بگويم. ولي خب مثلا دارم مي گويم بي پناه را (مي خندد) آخر خودم هم تويش بازي مي كنم. البته بهترين فيلم سال هم شد.
كدام را دوست داريد؟
من خلع سلاح را خيلي دوست دارم.
سر مصائب شيرين اين تجربه كه دوربين مي آيد وسط زندگي تان و همه سر از چم و خم خانواده تان درمي آورند، چطور است؟
آن قدر مصائب شيرين ريسك بزرگي بود كه هيچ جا حاضر نشد ازش حمايت كند. فيلم نامه كه نوشته شد، همه مي  گفتند يك چيز چرت و پرت است. نه وام به اش دادند، نه هيچ چي تا زماني كه فيلم را ديدند. به هر حال، فيلم عجيب غريبي بود كه نمونه اش هنوز توي سينماي ايران ساخته نشده. يك فيلم ايراني گرم و روان كه تجربة واقعا خوبي بود.
اين كه همه شما را مي شناسند، معذب تان نمي  كند؟ خانواده تان همه از كار همديگر خبر دارند؟
به نظر من كارگردان هايي كه زندگي ايراني را نشان مي  دهند، سخت ترين كار را مي كنند. نگاه كنيد، ما تو اين فضا بزرگ شديم. الان مادربزرگ من دارد در كار آقاي فرهنگ بازي مي كند. من هم آن جا اصلا احساس نمي كردم بازيگرم. حس مي كردم تو خانوادة خودم هستم. من حس مي كنم وقتي مردم مادربزرگ ام را مي بينند، انگار مادربزرگ خودشان را مي بينند، نه يك بازيگر را. نه، معذب ام هم نمي كند.
پس تكليف خلوتي كه آدم ها لازم دارند، چي مي شود؟
آن خلوت را همه دارند. اما سينما در خانوادة ما تازگي نداشت. به خاطر همين، چيزي را تغيير نمي  دهد. در صورتي كه مي تواند زندگي يك كارمند ساده را كه تا به حال بازي نكرده، تغيير بدهد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 9:39  توسط هشت پا   | 

مهتاب كرامتي : احساس مي كرديم هشت پا به دليل مميزي‌ها و دلايل ديگر اكران نشود

 مهتاب كرامتي، بازیگر معروف ومشهور سینماوتلویزیون بع خاطر ايفاي نقش هلن در مجموعه تلويزيوني مردان آنجلس بسیار شناخته شده است  او مجموعه هاي تلويزيوني به ياد ماندنی خاك سرخ ساخته ابراهيم حاتمي كيا نيز حضوری موفق  داشته است.

 کرامتی هم اکنون درهشت پا  آخرین ساخته علیرضاداوودنژاد حضوردارد

کرامتی می گوید که  اصولاً  مشتاق هستم در كارهاي نو و جديد حضور داشته باشد. فيلم خوب براي او بسیار  مهم است ولي مهمتر از آن، چه در تئاتر و چه سينما و تلويزيون، اين است كه كاري متفاوت و جديد ارائه دهد تا بتواند ياد گرفته  و در واقع خود را محك بزنمد

.او می گوید: البته غالبا بازيگران ما سعي در ايفاي نقشهاي متفاوت دارنداما گاهي اوقات ناچار مي‌شوند٬ مطابق با اصول خود كار نكنند چرا كه دريك مقطع در ژانري موفق ايفاي نقش كرده و تا مدتها پيشنهادهاي مختلفي كه به ايشان مي‌شود، كاملاً وابسته به آن كار است.

 بازیگر فیلم هشت پامی گوید:من پروژه‌هايي را دوست داشته و دارم كه دركنار آن مجبور شوم با فنون متفاوت و جديد آشنائي پيدا كنم ،البته آنقدر مشغله در زندگي ما وجود دارد كه عملاً خودمان به خواسته خود نمي‌توانيم زمان مناسب براي پردازش به هر يك از علايقمان را ايجاد كنيم. براي كار «هشت پا» دوره فشرده ورزش«تايچي» كه يك ورزش رزمي چيني است را گذرانديم و در كنار آن نيز سواركاري هم جزء برنامه ما بود.به عنوان مثال در مجموعه تلويزيوني«اصحاف كهف» يكي از دلايل انتخاب من سواركاري بود،هر چند به دليل بعضي از تغييرات عملي نشد و يا براي تئاتر« هملت» به مدت يكسال در كنار تمرينات بدن و بيان به شمشير بازي و ژيمناستيك پرداخته و دوره ديديم. ٬ حتي براي فيلم "ملاقات با طوطي" دوره آموزش اسلحه و تيراندازي را گذرانديم به همين دليل خيلي دوست دارم كه اين نوع اتفاقات را تجربه كنم.

کرامتی معتقداست  يادگيري هيچ وقت به ضرر انسان نيست به عنوان مثال٬ شايد نتوانم بگويم در ورزش تايچي مهارت كامل و لازم را دارم و مي‌توانم در مسابقات شركت كنم ، ولي ميتوانم رويا را براي بيننده باور پذير تر كنم.

 کرامتی درادامه از هشت پا می گوید  فيلمی که  سومين تجربه همكاري او  با عليرضا داوودنژاد است...

هفته گذشته كه اكران خصوصي اين فيلم بود   با بقيه دوستان كه در اين فيلم بازي داشتند ، صحبت مي‌كردم، آنها هم معتقد بودند كه ديدن «هشت پا» براي آنها هم يك رويا شده بود زيرا احساس مي كرديم شايد اين فيلم به دليل مميزي‌ها و دلايل ديگر اكران نشود.به هر حال فيلم را ديدم و آن را دوست دارم زيرا ياد آور خاطرات شيرين از يك تجربه ارزشمند براي من بود.در خصوص ساختار اين فيلم معتقدم٬كار كردن با داودنژاد تجربه بسيار خوبي را به همراه داشت .

اصولاً برايم مهم است چه فيلمي را با چه گروه و كارگرداني كار كنم، و طبيعتا عوامل و محيط پشت صحنه براي من خيلي بيشتر اهميت دارد زيرا فكر مي‌كنم پس از آغاز فيلمبرداري در حقيقث براي مدت زمان محدودي تمام عوامل يك خانواده خواهند بودواين كمك ميكند به ايجاد يك محيط مناسب براي ادامه كار.در فيلم‌هاي داوودنژاد اين اتفاق مي‌افتد. حال نمي‌دانم ايا به دليل خصوصيات و خلق و خوي ايشان است يا به دليل اينكه هميشه فاميل هم جزئي از كارهايشان بوده است. هميشه دختر، برادر، پسر و خانم داوودنژاد در طول كار با او همراه هستند و همين موضوع باعث شده كه جو بسيار مناسبي براي كار كردن به وجود آمده و همه احساس صميميت و راحتي ‌كنند و٬همين دلايل باعث شده است كه من با داوودنژاد در سه فيلم همكاري داشته باشم

 

 

  معاونت سينمايي وفارابي و فيلم جديد بيضايي

  علیرضاداودنژادفیلمسازی که همیشه دلسوز ونگران فیلمسازی بهرام بیضایی بوده معتقداست تنها معاونت سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی می توانند کمک کنند تابیضایی فیلم بسازد بهرام بیضایی کارگردان مشهور سینماوتئاترایران است که پس از فیلم سگ کشی که درسال ۷۹ آن را ساخته بود دیگر فیلمی نساخته است تازه او سگ کشی را ده سال پس از آخرین فیلمش مسافران ساخته بود به نظر می رسدبایدده سال دیگر منتظر ماند تا  بیضایی فیلم دیگری بسازد

 وقتی  به داوود نژاد اصرار می کنیم که چرا خوداوکه از تهیه کنندگان قدیمی و معتبر سینمای ایران است خودتهیه کننده  وسرمایه گذارفیلم بیضایی نمی شود می گوید:با کدام پول وسرمایه .

 به او می گوییم می دانیم که خودت با چه جان کندنی سرمایه تهیه می کنی ولی اگر بخواهی می توانی فیلم بیضایی را بسازی .اما داوود نژاد می گوید:شیوه فیلمسازی من با بیضایی متفاوت است من چریکی فیلم می سازم ولی بیضایی بسیار دقیق و حساب شده فیلم می سازم .من اگر امکانات لازم وجود نداشته باشد بالاخره فیلم خودرا جور دیگری می سازم ولی بیضایی این طور نیست که به هر شرایطی تن دهد

    

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 18:28  توسط هشت پا   | 

شروع حوب هشت پا-ایسنا

بازتاب این خبر، درروزنامه حیات نو رادر اینجا بخوانید

 

 فيلم هشت پا ساخته عليرضا داوود نژاد، از افتتاحيه ي خوبي برخورداربود و فروش اين فيلم در طي سه روز به مرز 25 ميليون تومان نزديك شد. به گزارش ايسنا به گفته مديرروابط عمومي هشت پا ،اين فيلم در روز چهارشنبه 4 ميليون در روز پنج شنبه 9 ميليون ودرروز جمعه بيش از ده ميليون تومان فروش داشته است. «هشت پا» عليرضا دادونژاد كه در 15 سينما نمايش خود را آغاز كرده است روايت چند زن است كه براي پولدار شدن دست به يك اختلاس بزرگ مي‌زنند.محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتي، آتنه فقيه نصيري، احمد نجفي، ماهايا پطروسيان، ويشكا آسايش، زهره ميرآقايي، رضا داودنژاد و محمدرضا داودنژاد در اين فيلم به ايفاء نقش مي‌پردازند.

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 21:55  توسط هشت پا   | 

داوود نژاد درایرانیوز

 

 گفت وگوی کامل بابک شریف موسوی در ایرانیوز رااينجابخوانید

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 14:6  توسط هشت پا   | 

داوود‌نژاد در گفت‌وگو با فارس: گليم سينماي ايران در سيلاب

 

خبرگزاري فارس:«عليرضا داوودنژاد» گفت: ما بدون داشتن اصنافي كه در ادامه اراده اعضاي صنوف عمل كنند و ناظر به منافع جمعي و حفظ مسائل سينماي ملي باشند، نمي‌توانيم گليم سينماي ايران را از اين سيلاب به در ببريم.
 
 
خبرگزاري فارس:«عليرضا داوودنژاد» كه از 30 آذرماه فيلم «هشت پا» را به پرده سينماهاي كشور خواهد داشت ضمن بيان اين نكته در راه حل معضلات اكران را در برنامه‌ريزي مدون دانست و به خبرنگار فارس گفت: اگر ما از اصناف واقعي برخوردار بوديم و توسط اين اصناف جريان اطلاع‌رساني، آمار و تحليل آمار صورت مي‌گرفت تا به عنوان يك شهروند مي‌توانستيم معناي اكران فيلم، همزمان نمايش فيلم‌ها و يا تعدم و تاخر نمايش آنها را در فصل‌هاي گوناگون بفهميم و از روندي كه در جريان نمايش فيلم تاثير تعيين‌كننده دارند آگاه شويم.
وي اضافه كرد: در موضوع نمايش يك فيلم دو مؤلفه تعيين كننده وجود دارد،‌يكي زمان نمايش فيلم و ديگري ظرفيت‌هاي نمايشي فيلم است و اين نكته‌اي است كه متاسفانه بدون اطلاع رساني جامع صنفي و نظارت واقعي صنفي اتفاق مي‌افتد و مزيد بر كمبود سانس، زمينه شكست يا موفقيت تهيه‌كنندگان را فراهم مي‌كند.
«داوود‌نژاد»به وضعيت اكران «هشت پا» اشاره كرد و گفت:«هشت پا» 5 مردادماه به پاي قرارداد اكران رسيده بود ولي در آن زمان يك قرارداد دو هفته‌اي با آن گروه مربوطه بسته شد تا فيلم‌هاي ديگري كه اصلاحيه گرفته بودند براي كسب پروانه نمايش فرصت پيدا كنند. اين اتفاق افتاد و من اكران فيلم را در همه گروه و فصول از دست دادم.
وي افزود:اول آذر فرصت خوبي براي اكران «هشت پا»، چون فيلم‌هايي كه عيد فطر اكران شدند،‌فروششان را كرده بودند و در سراشيبي قرار داشتند و اگر فيلم من اكران مي‌شد، چون فيلمي تازه نفس بود و با فيلم‌هاي قديمي‌تر همزمان مي‌شد فرصت خوبي براي فروش داشت اما آن موقعيت هم از دست رفت.
كارگردان فيلم «هشت پا»به اكران فيلم «حكم» اشاره كرد و گفت: در آن زمان مسئله اكران فيلم«حكم» پيش آمد كه با يك هفته تاخير اكران شد، در واقع اين براي «حكم» در باغ سبزي بيشتر نبود چون قراردادهايي كه با حكم بسته شد، كوتاه مدت بودند. كما اينكه بعد از 2 هفته فروش، سينما قدس فيلم را با فروش بالاعوض كرد.به نظرم آينده «حكم» نيز چشم انداز روشني از لحاظ آينده روشني از لحاظ سالن‌هاي نمايشي ندارد.
اين كارگردان تصريح كرد: سپس «مكس» اكران شد كه اگر مورد توجه قرار بگيرد در طول يك هفته مي‌تواند تبليغات ناشده را جبران كند و به 30 آذر برسد كه زماني است كه «هشت پا» با سه فيلم تازه نفس اكران مي‌شود.اين موضوع هم كه زمستان فصل خوبي براي نمايش هست يا نيست با مراجعه به زمستان‌هاي سال‌هاي گذشته قابل ارزيابي است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 17:48  توسط هشت پا   | 

مهتاب كرامتي بازیگر هشت پادر جمع مردم بم:كودكان و نوجوانان ما، در بحث ايدز از قلم افتاده‌اند

 

 

همزمان با سالگرد وقوع زلزله بم


سازمان يونيسف روز گذشته به مناسبت دومين سالگرد زلزله بم و روز جهاني ايدز برنامه‌اي با عنوان ترويج فعاليت‌هاي نوجوان مطلوب را در شهرستان بم برگزار كرد. برنامه‌اي كه طي آن مهتاب كرامتي هنرمند سينماي كشورمان و نماينده سازمان يونيسف در اين مراسم يادآور شد: بدانيم كه براي مقابله با ايدز و جلوگيري از شيوع آن چه بايد بكنيم.


به گزارش خبرنگار گروه فرهنگي ايرانيوز، اين مراسم روز گذشته با همكاري سازمان يونيسف و انجمن تنظيم خانواده در شهرستان بم برگزار شدو مهتاب كرامتي نماينده سازمان يونيسف، نمايندگان شبكه بهداشت شهرستان بم و مدير پروژه اين سازمان از برگزاركنندگان اين مراسم بودند.
طبق برنامه‌ريزي انجام شده در اين مراسم بشردوستانه كه با استقبال خوب ساكنان بم همراه بود، بانوان در نوبت صبح و آقايان در نوبت بعدازظهر در اين مراسم حضور داشته و از برگزاري چنين مراسمي استقبال كردند.
مهتاب كرامتي هنرمند سينما و تلويزيون به نمايندگي از سازمان يونيسف در اين مراسم به ايراد سخنراني پرداخت.
به گزارش ايرانيوز، وي با بيان اين مطلب كه امروز روز آغاز به كار رسمي بسيج همگاني كودكان عليه ايدز در ايران است، اظهار داشت: بسيج متحدكودكان عليه ايدز، بسيجي است همگاني براي اطلاع‌رساني و آگاهي دادن به همه جهانيان، درباره اين حقيقت كه كودكان و نوجوانان ما در بحث ايدز از قلم افتاده‌اند و فراموش شده‌اند.
اين هنرمند سينما، هدف از اين بسيج را محدود ساختن تأثير ايدز در كودكان و نوجوانان و كاهش شيوع آن دانست و تصريح كرد: بايد آگاه باشيم كه ايدز تنها يك بيماري براي بزرگسالان نيست، بلكه تأثيري مخرب بر روي كودكان و نوجوانان ما نيز خواهد داشت.
مهتاب كرامتي كه در جمع زيادي از ساكنان شهرستان بم سخن مي‌گفت، خاطرنشان كرد: خوشبختانه تعداد جوانان مبتلا به ايدز در كشورمان زياد نيست و طبق آمار رسمي كمتر از صد كودك در ايران به اين بيماري مبتلا و يا به نحوي از آن متأثر هستند.
نماينده سازمان يونيسف در پايان اين مراسم يادآور شد: بدانيم كه براي مقابله با ايدز و جلوگيري از شيوع آن چه بايد بكنيم.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 18:20  توسط هشت پا   | 

علاقه مندان منتظر هشت پا ودردسرهای سینمافرهنگ -ایرانیوز

 سينما فرهنگ تهران كه از معدود سينماهاي ممتاز و مجهز كشور است كه امكانات تبليغي مطلوبي را نيز براي فيلمها به كار ميگرد، در هفته‌ي اخير، با نصب سر در تبليغاتي فيلم هشت پا، كه تصوير تمامي بازيگران مطرح فيلم را نيز در خود جاي داده است باعث دردسرهايي براي خود و تماشاگران شد!

به گزارش خبرنگار ايرانيوز، با توجه به حضور بازيگران مطرح سينماي ايران،كارگردان فيلم و انتشار اخبار ضد و نقيض درباره سرنوشت آخرين فيلم داوودنژاد، باعث شده بسياري از مردم، كه از كنار اين سينما مي گذرند به تصور اينكه فيلم هشت پا هم اكنون بر پرده قرار دارد و متن نه چندان برجسته نوشته شده روي پلاكارد كه خبر ميدهد(به زودي) را نميتوانند ببينند از ماشين‌هاي خود پياده شده و به گيشه مراجعه كنند ولي وقتي متوجه مي‌شوند هشت پا هنوز اكران نشده! با سرخوردگي و اعتراض به سمت ماشين‌هاي خود برگردند.
هشت پا كه در آن جمعي از مطرح ترين بازيگران سينماي ايران بازي مي كنند قرار است در سي‌ام آذر ماه در گروه سينمايي آفريقا اكران شود و انتظار مي‌رود از فروش بسيار خوبي برخوردار شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:45  توسط هشت پا   | 

هشت پا، يكي از پرستاره ترين فيلمهاي سالهاي اخير سينماي ايران-ایسنا

 چندي پيش كارگردان فيلمي كه هم توانسته بود نظر منتقدان را با آخرين ساخته اش جلب كند وهم نظر تماشاگران ‏‏‏،وقتي از تهيه كنندگان اصلي فيلم پرسيده بود چرا ا ز نظر سالن و تبليغات از او حمايتي نمي شود در جواب او گفته بودند فيلم تو ستاره ندارد و نمي فروشد ! اين درحالي بودكه فيلم اودر كمترين سالن از فروش بسيار خوبي برخوردارشده بود، ولي تهيه كننده اصلي فيلم ،بعدا فيلم اورا رها كرده وبر روي فيلم ديگرش كه ستاره محبوبي داشت مانور خودرا آغاز كرده بود. بعداز اين برخورد بود که  كارگردان مورد اشاره ما به شدت مصمم شده تااز "ستاره" در فيلم بعدي اش استفاده كند تا مشكلات فيلم قبلي خود را نداشته باشد!.

فيلم هايي جديد با انبوهي از ستارگان!

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درسالهاي اخير استفاده از بازيگران چهره شده و به اصطلاح ستاره هاي سينمايي در فيلمهاي سينماي ايران از افزايش چشمگيري برخوردارشده وحتي برخي از فيلمسازان جوان در آثار خود از انبوهي از ستاره هاوهنرپيشه هاي شناخته شده استفاده مي كنند يا فيلمسازاني كه در آثار قبلي خودازبازيگران آماتور ونيمه حرفه اي استفاده مي كردند به سمت استفاده از بازيگران مطرح حركت كرده اند.

جديدترين ساخته هاي عليرضا داوودنژاد ،مسعودكيميايي ،بهمن فرمان آرا وسامان مقدم هر كدام ازانبوهي از ستاره ها ي سينمايي برخوردارند كه به قول تهيه کننده اي، وجود تنها يكي از آنها براي تضمين فروش يک فيلم كافي است.

هشت پا : از فروتن ، پطروسيان وكرامتي تا نجفي ،آسايش وفقيه نصيري

هشت پا، يكي از پرستاره ترين فيلمهاي سالهاي اخير سينماي ايران است محمدرضا فروتن ماهايا پطروسيان، مهتاب كرامتي، آتنه فقيه نصيري، احمد نجفي، ويشكا آسايش، زهره ميرآقايي، رضا داوودنژاد و محمدرضا داوود نژاد در اين فيلم بازي مي‌كنند.

محمد رضا فروتن بازيگر اصلي فيلم هشت پا امسال سه فيلم پرفروش مجردها بازنده ونوك برج را برپرده سينماها داشته كه هرسه فيلم از فروش بسيار خوبي برخوردار شده اند. قرمز،  دوزن، شب يلدا و زير پوست شهر از مهمترين فيلمهاي محمد رضا فروتن درسالهاي اخير محسوب مي شوند .

ماهايا پطروسيان نيزبازيگر فيلمهاي پرفروش سالهاي اخير سينماي ايران چون عروس خوش قدم ودختري به نام تندر بوده است . پطروسيان عمده اعتبار خودرابه خاطر بازي درفيلمهايي چون ناصرالدين شاه آكتورسينماو هنرپيشه محسن مخملباف، ديگه چه خبرميلاني و پرده آخر كريم مسيحي به دست آورده است.

مهتاب كرامتي نيز به خاطر بازي در سريالهاي مطرحي چون مردان آنجلس، مريم مقدس و خاك سرخ ابراهيم حاتمي كيا به چهره تبديل شده است .

موميايي 3 ، مردباراني رستگاري در 20/8و فيلمهاي قبلي داوود نژاد از جمله فيلمهاي مطرح كرامتي هستند.

ويشكا آسايش بازيگر سريال معروف امام (ع) درفيلم هايي چون ساحره ، بلوغ ، مسافرري و گل يخ بازي كرده است .

احمد نجفي ديگر بازيگر فيلم هشت پاست كه بازي در فيلمهاي كارگردانان مطرحي چون بهرام بيضايي، مسعود كيميايي ،رسول ملاقلي پورومهدي فخيم زاده را دركارنامه خوددارد .

فقيه نصيري نيزدرسريالهاي بيگانه اي ميان ما دختران داستان يك شهر وفيلمهاي اخيررسول ملاقلي پور بازي كرده است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 19:39  توسط هشت پا   | 

جهانگير کوثری :هشت پا بهترين فيلم داوودنژاد است :.

 چندتن از تهيه کنندگان سينمای ايران که از معدود افرادی هستند که تاکنون  توانسته اند فيلم هشت پا را ببينند از اين فيلم به شدت تعريف کرده اند . جهانگير کوثری پس از تماشای اين فيلم گفته است :هشت پا بهترين فيلم داوودنژاد است
 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 19:37  توسط هشت پا   |