تبليغاتX
از هشت پا نترسید

از هشت پا نترسید

از هشت پا نترسید

تمجید کیهان از فیلم نیاز داوود نژاد!!

به بهانه نمايش فيلم سينمايي «نياز» نوشته قاضي نظام و كارگرداني عليرضا داوودنژاد
از سيماي جمهوري اسلامي ايران «نياز»ي كه سينماي ما به آن سخت نيازمند است

سيدجمال حيدري
«ايثار» و «گذشت» از جمله ارزش هاي همواره پسنديده بشريت است كه مورد اول هرچند مترادف ديگري به كار مي رود اما اين ارزش والاي انساني علاوه بر تأثيرات زودهنگام و گذرا، بر بدنه اجتماع تاثيرات شگرف و ماندگاري نيز برجاي مي گذارد و خود منشا، بسياري از خصلتهاي سنجيده و مطلوب بشر مي تواند باشد.
متأسفانه چنين مضاميني با آنكه قامتي به غايت موزون و پسنديده براي قالبهاي ادبي و هنري اند اما متروك و مورد بي مهري هنرمندان و اديبان قرار گرفته اند و اين جماعت به خصوص از نوع ايراني اش كم به سراغ اين سوژه ها رفته اند و اگر هم رفته اند؛ در ادامه حيات ادبي و هنريشان راه كج كرده به بيراهه منتهي شده اند. شايد «نياز» كه فرصت يافت تا از رسانه قدرتمندي چون سيما پخش شود، بهترين مثال اين مهجوريت و غربت است. غربت مضاميني چون ايثار كه با تمام سادگي و دوري از پيچيدگي هاي آنچناني و روشنفكرمآبانه اش؛ فيلمي است كه مخاطب را ميزبان سفره اي ساده اما سرشار از احساس انسان دوستي و ايثارگري مي كند.
فيلم علي رغم ضعف هاي تكنيكي اش كه از فيلم برداري ساده و بيشتر دوربين روي دست و نماهاي بسته و ثابت و گاه زاويه ديدهاي كاذب گرفته شده يا حتي برخي سكانسهاي فيلم به قدري ابتدايي و دم دستي است كه مخاطب به ياد فيلم هاي كوتاه مستند يا داستاني هاي قديمي (صامت) مي افتد اما همه اينها كوچكترين خدشه اي به اصل و اساس اثر وارد نياورده است؛ بازي هاي خوب و زيرپوستي بازيگران نابازيگر يا آماتور، ديالگوهاي پرمغز و دلنشين كه حذف هر كدام به فيلم لطمه مي زند و از همه مهمتر و امتيازمندتر انتخاب درست كارگردان در گزينش فيلمنامه اي كه در عين سادگي روايتي تازه از مضموني كهنه را پيش روي مخاطبش بازگو مي كند.
آنچه قابل تأمل و شايان توجه مي نمايد در اين اثري كه سالها از ساختش گذشته، پاسخ به اين پرسش است كه چگونه است كه كارگرداناني چنين با سابقه مثبت و قابل دفاع به يكباره در ورطه فيلم سازي پوچ و حتي گرته برداري از فيلم هاي هاليودي مي افتد بعد از ساخت اين اثر، فيلم ساز ما گام به گام از چنين مضاميني دور شده تا آنجا كه فيلم فارسي و ايراني شده براساس فرشتگان چارلي سينماي آمريكا كپي مي كند آن هم كپي به غايت ضعيف و ناشيانه، به همين يك مورد اشاره مي كنيم و پرسش بعدي را پيش مي كشيم كه چرا سرنوشت سينماي بعد از انقلاب اسلامي كه با همه وسواس ها سعي داشت در جهت انتشار ارزشهاي انقلاب و مكمل آن دفاع مقدس گام بردارد به يكباره سرانجامش چنين آزرده و رنج آور شده است كه كمتر خانواده اي جرأت مي كنند دست خانواده خود را گرفته به ضيافت فيلم هاي سينما بروند. انصافا در چند سال اخير به قدري آشي كه هنرمندان سينماي كشور براي اين ملت پخته اند؛ شور بوده كه داد برخي از خود آنها را درآورده است.
رسيدن سينماي مطلوب و ارزشمند انقلاب از آن همه سنگلاخهاي فرهنگي به اين نقطه مسلما مديون عوامل و مسايل بسياري است كه بدون شك ردپاي مسئولين فرهنگي در حمايت نكردن از آثار ارزشمند، پررنگ و پرواضح ديده مي شود چرا كه عدم حمايت ها نتيجه اش اين شده كه تهيه كننده و فيلمساز ما به دنبال گيشه دست به هر كاري زده حتي كپي و امروزي كردن برخي فيلم فارسي هاي قبل از انقلاب مانند سلطان قلبها كه به يكباره با جلوه اي امروزي و با نام گل يخ بر سر در سينماها جلوه كرد و بسياري ديگر از نمونه هايي كه ذكرشان از حوصله اين مجال خارج است اما به واقع نمايش فيلم «نياز» از سيماي جمهوري اسلامي نشان داد كه وضعيت سينماي كشور ما بي اندازه بحراني و خطرناك شده و ما اگر چه امروزه سريعتر و بصري تر فيلم مي سازيم اما فقر مفاهيم ارزشمند و انساني در آثار توليدشده، بي داد مي كند!

 http://www.kayhannews.ir/861111/10.htm#other1001

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:33  توسط هشت پا   |